درباره ما
حرف هایی از جنس آرامــــــش
نویسنده
آماروبلاگ
» کل بازدید : 331143
» تعداد کل پست ها : 2226
» آخرین بروز رسانی : پنج شنبه 25 مرداد 1397 
تعداد نظرات : 63 عدد
تاریخ ایجاد وبلاگ : جمعه 8 آبان 1394  عدد
جستجو
نظرسنجی
وبلاگ عطــــــــر خدا را چطور ارزیابی میکنید؟

موضوعات مطالب
آرشیو مطالب
پیوندهای وبگاه
نوای وبلاگ
امارگیر وبلاگ
مترجم وبلاگ

امکانات دیگر وبلاگ



به به! چه خانه ی قشنگی
+ نویسنده نازنیـــــــــن در یک شنبه 24 تیر 1397  03:00 ب.ظ | نظرات(0)


آدم بزرگها، اعداد را دوست دارند. وقتی با آنها  از دوست تازه ای صحبت می کنی، هیچوقت از تو  راجع به آنچه اصل است نمی پرسند.
هیچوقت به شما نمی گویند که مثلاً  "آهنگ صدای او چطور است؟
 چه بازی هایی را بیشتر دوست دارد؟
آیا پروانه جمع می کند؟"
بلکه از شما می پرسند: "چند سال دارد؟ چند برادر دارد؟ وزنش چقدر است؟ پدرش چقدر درآمد دارد؟"
و تنها در آن وقت است که خیال می کنند او را می شناسند.
اگر شما به آدم بزرگها بگویید:
"من خانه ی زیبایی دیدم که روی پشت بامش، پر از کبوتر بود"، نمی توانند آن خانه را مجسم کنند.  باید به آنها بگویید: "یک خانه ی صدهزار دلاری دیدم!".
آنوقت بلند فریاد می زنند: "به به! چه خانه ی قشنگی!"

آنتوان دوسنت اگزوپری




از این دنیا فقط این را دریافتم که...
+ نویسنده نازنیـــــــــن در شنبه 23 تیر 1397  03:00 ب.ظ | نظرات(0)

من از این دنیا فقط این را دریافتم که
آن کسی كه بیشتر می‌گفت: "نمی دانم"، بیشتر می دانست!
کسی كه "قویتر" بود، كمتر زور میگفت!
کسی كه راحت تر میگفت "اشتباه كردم"، اعتماد به نفسش بالاتر بود!
کسی که صدایش آرامتر بود، حرفایش با نفوذتر بود...
کسی كه خودش را واقعا دوست داشت، بقیه را واقعی تر دوست می‌داشت...
و کسی كه بیشتر "طنز" میگفت، به زندگی "جدی تر" نگاه می كرد!

پرفسورمحمودحسابی




* لا اله الاانت سبحانک انی کنت من الظالمین*
+ نویسنده نازنیـــــــــن در جمعه 22 تیر 1397  10:00 ب.ظ | نظرات(0)

ظلمت و تاریکی بر یونس چیره شد وقتی عذر خواهی کرد و صدا زد:
* لا اله الاانت سبحانک انی کنت من الظالمین*
الله تعالی فرمود : او را استجابت کردیم واز غم و اندوه نجاتش دادیم

* پس به پروردگارت اعتماد کن*




به پروردگارت اعتماد کن
+ نویسنده نازنیـــــــــن در یک شنبه 16 اردیبهشت 1397  08:35 ق.ظ | نظرات(0)

موسی گرسنه شد و صدای فریادش تمام قصر را پر کرده بود و سینه هیچ زنی را نمیگرفت ؛ همه این گریه ها بخاطر زنی بود که پشت رودخانه مشتاق دیدار پسرش بود و لطف و رحمتی از رب العالمین به او و پسرش
* پس به پروردگارت اعتماد کن *




قـوت قـلب
+ نویسنده نازنیـــــــــن در شنبه 15 اردیبهشت 1397  03:03 ب.ظ | نظرات(0)

اجـازه دهـید ڪلماتـتان بـاعـث
قـوت قـلب دیـگران شـود

اعـمالـتان زنجیـرهـای دیگـران
را باز ڪند

و محـبـت  شـما نـمایشی از
محبت خـالـق مهربـان بـاشـد...




تو تمامِ بهشتِ منی خـدا
+ نویسنده نازنیـــــــــن در جمعه 14 اردیبهشت 1397  10:00 ب.ظ | نظرات(0)

پروردگارا
شبها دلم کمی
آسمان میخواهد
تا به شماره ی تمام ستاره ها
صدایت کنم و آرام آرام
همه ی دلتنگی هایم را
در دامن شب ببارم!
شبها به تو فکر میکنم
تو تمامِ بهشتِ منی خـدا




" انی مغلوب فانتصر "
+ نویسنده نازنیـــــــــن در پنج شنبه 13 اردیبهشت 1397  03:00 ب.ظ | نظرات(0)

هنگامی که نوح دعا کرد:
" انی مغلوب فانتصر "
گمان نمیکرد الله متعال بشریت را بخاطرش غرق کند و همه اهل زمین غرق میشوند الا او و کسانی که همراهش در کشتی بودند.
* پس به پروردگارت اعتماد کن *




قانون و اخلاق
+ نویسنده نازنیـــــــــن در چهارشنبه 12 اردیبهشت 1397  03:02 ب.ظ | نظرات(0)

اولین باری که بین دوراهی قانون و اخلاق قرار گرفتم، مربوط به زمانی بود که قاضی بودم و به پرونده های تخلفات رانندگی رسیدگی می کردم.
پرونده پسر دوست پدرم را برایم آوردند که من و خانواده ام، چند مدتی در خانه ی آن ها تا پیدا شدن خانه ی جدید مهمان بودیم.
اخلاق اقتضا می کرد تا او را جریمه نکنم، ولی ندای درونم قانون را می پسندید.
بالاخره او را جریمه کردم اما برگ جریمه اش را خودم پرداختم.

دکتر کاتوزیان، پدر علم حقوق ايران




1
2
3
4
5
6
7
8
9
10
>
تمامی حقوق مادی و معنوی این وبگاه محفوظ و متعلق به مدیر آن می باشد و کپی برداری از مطالب تنها با ذکر منبع مجاز است...